![]() |
![]() |
|
| جامعه شناسی |
|
تأملات نظری روزانه پنج شنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱: در ستایش بی هویتی (۱۲۴) از کتاب مقدمات جامعهشناسی نوشتة کرامت اله راسخ که امید است امسال منتشر شود
مُنتسکيو مبلغ تساهل دينی است. اگر در کشوری پيروان اديان گوناگون باشند، نه فقط دولت بايد با آنها مُدار کند، بلکه مردم را نيز به اين امر موظف کند: «وقتی در کشوری چند مذهب وجود داشت بهتر آن است قوانين کشوری در باره آن مذهب ارفاق و تسهيلاتی برای آنها قائل شوند و مذاهب مزبور را وادار کند برای يکديگر تسهيلاتی قائل شوند» (ص. 715). او مخالفت خود را با دادگاههای تفتيش عقايد با آوردن بخشی از دفاعيه دوشيزه يهودی که در پرتقال به آتش جهل کليسايي سوخت بيان میدارد و در باره مردمان عصر خود از زبان اين بانو چنين مینويسد: « اينک به عنوان خبردار يک موضوع را به اطلاع شما میرسانم و آن اين است که اگر در اعصار آينده شخصی سوال کند، آيا ملل اروپا در اين قرن متمدن بودهاند، به او پاسخ منفی خواهند داد و خواهند گفت ملل اروپا در اين دوره وحشی بودهاند زيرا اعمال شما سبب خواهد شد تمام ملل اروپای امروز را وحشی بدانند» (ص. 721). ريمون آرون در کتاب «مراحل اساسی سير انديشه در جامعهشناسی» می نويسد: «اگر فقط وضع کردن اصطلاح جامعهشناسی برای جامعهشناس بودن کافی نباشد و منظوری خاص يعنی شناخت علمی امر اجتماعی به عنوان امر اجتماعی هم ضرورت داشته باشد، در اين صورت، مونتسکيو نيز به نظر من همان قدر جامعهشناس است که اگوست کنت» (ص. 19). منظور ريمون آرون به زبان سادهتر اين است که، اگر مُنتسکيو در جامعهشناسی از اگوست کُنت بيشتر نباشد کمتر هم نيست. او درست میگويد. مُنتسکيو يکی از نخستين کسانی است که میکوشد مناسبات و نهادیهای اجتماعی را با استفاده از عناصر اقليمی توضيح دهد. اصولاً اين نظريه را طرح میکند که اين پديدهها را میتوان توضيح داد و فهميد. اگر بدانيم که در عصر او در اروپا و در بسياری از نقاط دنيا تا به امروز موسسات و نهادهای اجتماعی مانند دولت، حکومت و غيره هنوز دارای عناصر آسمانی هستند به اهميت کار مُنتسکيو بيشتر پی میبريم. تفکرات و تأملات مُنتسکيو نه فقط در تاريخ تفکر سياسی و تاريخ فلسفه سياسی ارزشمند است، بلکه از ديدگاه جامعهشناختی نيز با ارزش است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 22:35 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 22:19 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
قیام زیادی ها گفت وگو با اولریش بک فرستنده: شهرام لطفی هنوز مدت زیادی از آن زمان نمی گذرد که مردم جهان شاهد حومه های شعله ور شهرها در فرانسه بودند. پس از فرونشستن آتش خشونت دولت فرانسه طی تحلیل های رسمی مناسبات بی بند وبار زنان و مردان و چند همسری را علت اصلی پیدایش چنین بحرانی برشمرد. بدیهی است که روشنفکران ژرف اندیش و وجدان های آگاه در فرانسه و سایر کشورها به این توضیح بسنده نکرده و از زاویه های گوناگون به بررسی این پدیده پرداخته اند. مقاله حاضر فشرده ای از یکی از این بررسی ها به قلم جامعه شناس آلمانی اولریش بک است که کوشیده این پدیده را از زاویه جامعه شناسی روند جهانی شدن تجزیه و تحلیل کند و پاسخی به این پرسش دهد که آیا شورش های اخیر پدیده ای گذرا و منحصر به جامعه فرانسه بوده اند یا خیر. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 21:59 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 21:50 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
از یازده سپتامبر تا انقلاب در سرزمین های عرب نوعی انقلاب نوین در مصر – فروریزی دیوار عرب گفت و گو با اولریش بک گردآورنده: شهرام لطفی-جهرم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 21:35 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 19:30 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 15:5 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
سوالات آلن تورن از فاطمه کهنسال از کتاب زیر: کسلر، ديرک (گردآورنده)، کتاب سه جلدی نظريههای جامعه شناسان پیشکسوت، ترجمه کرامتاله راسخ که امسال منتشر خواهد شد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 14:44 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
سوالات زیگموند بومان از فاطمه کهنسال اودرتمام طول زندگی تلاش کرده است رویکرد پسامدرن را از دیدگاه نظریه اجتماعی تشخیص عصری که در آن زندگی می کند و روش شناسی غنی تر کند از کتاب زیر: کسلر، ديرک (گردآورنده)، کتاب سه جلدی نظريههای جامعه شناسان پیشکسوت، ترجمه کرامتاله راسخ که امسال منتشر خواهد شد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 14:41 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
سوالات میشل فوکو از فاطمه کهنسال من ازمایشگر هستم.به این معنا که می نویسم تا تغییر کنم وآن طور فکر نکنم که قبلا فکر می کردم میشل فوکو از کتاب زیر: کسلر، ديرک (گردآورنده)، کتاب سه جلدی نظريههای جامعه شناسان پیشکسوت، ترجمه کرامتاله راسخ که امسال منتشر خواهد شد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 14:37 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
اولریش بک و جامعه خطرخیز از زینب خورشیدی از کتاب زیر: کسلر، ديرک (گردآورنده)، کتاب سه جلدی نظريههای جامعه شناسان پیشکسوت، ترجمه کرامتاله راسخ که امسال منتشر خواهد شد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 7:9 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
تأملات نظری روزانه چهارشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱: در ستایش بی هویتی (۱۲۳) از کتاب مقدمات جامعهشناسی نوشتة کرامت اله راسخ که امید است امسال منتشر شود
دين: دين در «روح القوانين» خيلی کم واکاويده شده است. در کتاب اول خداوند خالق طبيعت و قوانين است. مُنتسکيو به طورکلی تا آنجايي به دين علاقه دارد که برای زندگی مردم در اين جهان مفيد باشد: «بنابراين اگر در خصوص مذاهب در اينجا صحبت میکنم فقط از لحاظ منافعی است که در زندگی دنيوی خلق داشته است. اعم از اينکه آنها مذاهب آسمانی يا زمينی داشته باشند يعنی از طرف خدا فرستاده شده يا نشده باشد. ضمناً بگويم که من يک عالم مذهبی نيستم و فقط يک نويسنده سياسی میباشم» (ص. 666). او بين شکل اديان و حکومت با محيط طبيعی گوناگون تناسب میبيند و مینويسد: «مونته زوما (Montezuma) حق داشته که گفته است مذهب اسپانيوليها برای کشور خودشان و مذهب مکزيکيها هم برای کشور خودشان خوبست» (ص. 697). مذهب پروتستان به نظر مُنتسکيو مناسب نظام جمهوری است، کاتوليک مناسب نظام سلطنتی و اسلام مناسب نظام استبدادی است. او مینويسد، حرمت خوردن گوشت خوک در اسلام مناسب با شرايط شبه جزيره عربستان است جايي که گوشت خوک کمياب و میتواند حامل بيماری باشد، بنابراين دين کمک میکند تا اثر قوانين و نهادها بد بهبود پيدا کند. اما دين میتواند همچنين در خدمت استبداد باشد. مُنتسکيو مخالف استنتاج قوانين مدنی از اصول دينی است. هدف دين اصلاح فردی است در حالی که قوانين مدنی رفاه اجتماعی را در نظر دارد، اين اهداف نتايج متفاوتی را سبب میشوند: «لذا قوانين مذهبیهر قدر با شکوه و قابل احترام باشد نبايستی مبنای قوانين مدنی قرار بگيرد» (ص. 736). قوانين مدنی نيز ابزار مناسبی برای تحميل ارزشها و باورهای دينی نيستند. خداوند دارای قوانين خود است اين قوانين برای نگهبانی از دين کافی هستند و نيازی به قوانين مدنی در خدمت دين نيست. اگر ما در صدد تحميل قوانين شرعی باشيم و خودمان حامی آن نشان دهيم از دين خود ابزاری در خدمت جزمانديشی و سرکوب ساختهايم که در نهايت نه به خدا خدمت خواهد کرد و نه به انسان. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:48 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 0:32 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 0:12 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 0:2 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
تأملات نظری روزانه سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱: در ستایش بی هویتی (۱۲۲) از کتاب مقدمات جامعهشناسی نوشتة کرامت اله راسخ که امید است امسال منتشر شود
تجارت: مُنتسکيو معتقد است که در بين راههايي که برای ثروتمند شدن يک کشور وجود دارد، هيچ راهی کم خطرتر از تجارت نيست. تسخير و چياول يک سرزمين ممکن است موقتاً ثروت و غنيمت به بار آورد، اما در دراز مدت هزينه آن برای حفظ نيروهای نظامی زياد خواهد بود. به علاوه استخراج فلزات از مستعمرات سبب تورم میشود. تورم سبب بالا رفتن هزينه استخراج و در نتيجه کاهش قيمت فلزات میشود. از طرفی افزايش نقدينگی در يک کشور سبب رونق تجارت در کشورهای ديگر شده و سبب ويرانی صنعت در کشورهايي میشود که طلا و نقره در اختيار دارند. تجارت چنين معايبی را ندارد. مُنتسکيو در اينجا در حال توضيح شرايط اسپانيا و پرتقال در عصر خود است. مُنتسکيو بين هدف تجارت و نوع حکومت تناسب میبيند. هدف تجارت در حکومت سلطنتی به طور عمده عرضه کالاهای مجلل است. در نظام جمهوری کالاهايي برای کسب «سود محدودی» صادر میشود. در نظام استبدادی تجارت رونق ندارد. او مینويسد: «من نمیگويم در کشورهای استبدادی تجارت اقتصادی مطلقاً وجود ندارد ولی میگويم ماهيت اينگونه دولتها با تجارت اقتصادی موافقت ندارد» (ص. 522). پادشاه و اشراف در حکومت سلطنتی نبايستی در امر تجارت درگير باشند، چون اين با خطر قدرت در دست عدهای محدود همراه است. «در کشورهائی که تجارت اقتصادی مینمايند بانکهائی ايجاد میشود که دارای سرمايه هستند و اين بانکها بواسطه اعتباراتی که دارند کمک به توسعه تجارت میکنند ولی ايجاد بانک در کشورهای استبدادی که به تجارت تجملی مشغولند غلط است، زيرا در اينگونه کشورها چون قدرت در دست يک نفر است بين سرمايه و قدرت مستبده اختلاف پيدا میشود و قدرت سرمايه را از بين میبرد»(ص. 526). کشورهای استبدادی به نظر او نياز به بانک ندارند، چون: «اگر در کشورهای استبدادی خزانهای برای تجمع پول بوجود آيد همانا خزانة فرمانروای مستبد آن کشور خواهد بود»(ص. 526). بانک در نظامهای دِمُکراسی بر خلاف اين بسيار مفيد است. به نظر او تجارت برای تمام کشورها سودآور است، مگر کشورهايي که چيزی برای صادرات ندارند. او شديداً مخالف تحريم اقتصادی است: «به طور کلی ملتی که اميد ثروت دارد و آرزومند است پيشرفت و ترقی نمايد نبايد الزاماً متاع خود را به يک ملت بفروشد» (ص. 525). او مینويسد: «بازرگانی منطقه ثابت و معينی ندارد و دارای مرکز مخصوصی در روی کره خاک نيست» (ص. 540) و «تاريخ بازرگانی همان تاريخ ارتباط ملل دنيا و جزر و مدهای زندگی ملل و ايجاد و محو کشورهاست به طوري که حوادث مزبور وقايع بزرگ تاريخ تجارت را تشکيل میدهد» (ص. 541) خلاصه برای تجارت مزايايي به شرح زير قائل است: · تجارت سبب توسعه بازار بين المللی میشود که از اختيار دولتها خارج است؛ · تجارت سبب پيشرفت در گردش ارز در سطح جهانی میشود؛ · تجارت به دولتها انگيزه میدهد تا سياستهايي با جهتگيری پيشرفت اقتصادی اتخاذ کنند. خلاص میتوان گفت که مُنتسکيو بر اين نظر بود که تجارت مزايای زيادی برای دولت دارد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 23:37 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
تأملات نظری روزانه دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۱: در ستایش بی هویتی (۱۲۱) از کتاب مقدمات جامعهشناسی نوشتة کرامت اله راسخ که امید است امسال منتشر شود
مُنتسکيو اعتقاد داشت، با استفاده از شرايط جوی و وضعيت جغرافيايي آسيا میتوان توضيح داد که چرا اين قاره لانه استبداد است. آسيا به نظر مُنتسکيو دارای دو ويژگی است که آن را از اروپا متمايز میکند. · نخست اينکه آسيا منطقه معتدل ندارد. «شمال آسيا که از چهل درجه عرض جغرافيايي شروع و بقطب شمال ختم میشود و از روسيه تا دريای شرقی محدود میباشد سرزمين سردسيری است که قسمت شمالی آن سيبری و قسمت جنوبی آن تاتارستان میباشد»(ص. 449). «علت برودت اين اراضی يکی ارتفاع زمين میباشد ديگر آنکه هر قدر بطرف شمال برويم کوهها کم ارتفاعتر شده و از بين میروند بهطوری که بادهای سرد شمال بدون اينکه مانعی در مقابل داشته باشند در اين صفحات میوزند و همين باد در نواحی زامبل جديد هوا را طوری گرم مینمايد که قابل زيستن نيست در صورتي که در سيبری طوری هوا را سرد میکند که گياه از زمين نمیرويد»(ص. 449). « از آنچه ذکر شد اين نتيجه بدست میآيد که در قارة آسيا قسمت اعظم از اراضی جزوه منطقة سردسير است و سپس منطقه گرمسير قرار گرفته به طوری که بين مناطق سردسير و گرمسير منطقه معتدله وسيعی وجود ندارد ولی در اروپا بالعکس منطقه معتدله قسمتی از خاک را فرا گرفته است» (ص. 450). سپس ادامه میدهد: «اين موضوع يکی از علل قوت اروپا و ضعف آسيا است و بهمين جهت است که در آسيا هرگز آزادی بر قرار نمیشود ولی در اروپا برقرار میگردد منتهی شدت و ضعف پيدا میکند».(ص. 451) · دوم اينکه آسيا دشتهايي بزرگتر از اروپا دارد. اروپا از بخشها کوچکی تشکيل شده است که تسخير آن را دشوار میکند. همچنين اروپا از کشورهای کوچکی تشکيل شده است. بر عکس آسيا شاهد امپراتوریهای بزرگی بوده است که گرايش به استبداد دارند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 22:30 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
تأملات نظری روزانه يکشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۱: در ستایش بی هویتی (۱۲۰) از کتاب مقدمات جامعهشناسی نوشتة کرامت اله راسخ که امید است امسال منتشر شود
تأثير خاک بر نظام حکومتی: به عقيدة مونتسکيو يکی از عوامل ديگری که بر شکل حکومت اثر میگذارد خاک است. نظام سلطنتی بيشتر در سرزمينهای حاصلخيز قوام پيدا میکند، نظام جمهوری در سرزمينهای عقيم. اين امر به سه دليل ممکن است: · نخست اينکه کسانی که در سرزمين حاصلخيز زندگی میکنند از وضعيت خود راضی هستند و حکومت در موقعيتی است که بتواند به مردم آزادی و امنيت دهد. · دوم اينکه به سرزمينهای حاصلخيز بيشتر دست اندازی و تجاوز میشود تا سرزمينهايي که دارای زمين بیثمر هستند: «اراضی حاصلخيز عموماً دشتهايي میباشند که از نظر جنگی نمیتوان در آنها در مقابل مهاجم مقاومت کرد، اهالی تسليم مهاجمين میشوند، وقتی تسليم شدند ديگر روح آزادی بين آنها بيدار نمیشود، يعنی از دست دادن اراضی آنها را وادار باطاعت هميشگی مینمايد» (ص. 458). · سوم اينکه آنهايي که در سرزمينهای لم يزرع زندگی میکنند، بايد بيشتر کار کنند تا بتوانند به حيات خود ادامه دهند. اينها «مردمانی صنعتگر و زحمتکش و قانع و سلحشور میشوند، زيرا ناچارند بر اثر عدم استعداد زمين معاش خود را با کوشش بسيار تحصيل نمايند»(ص. 460). امکان اينکه وضعيت در اين سرزمينها با سامانتر باشد بيشتر است: «علت اين موضوع را بايد در تهاجمات جستوجو کرد زيرا وقتی زمين آباد بود، بالطبع طرف توجه مهاجمين قرار میگيرد و چون هيچ چيزی مثل تهاجم آبادی اراضی را از بين نمیبرد لذا در اندک مدتی اراضی آباد مبدل به ويرانه میگردد در صورتي که اراضی غيرآباد مورد توجه مهاجمين قرار نمیگيرد و سکنه که با زحمت بسيار در آن مسکن گرفتهاند بر اثر هجوم مهاجمين از بين نمیروند» (ص. 459). |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 23:8 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
مبانی جامعه شناسی معرفت در ويترين مهرنامه گاهنامة مهرنامه، ماهنامهی علوم انسانی، بخشی با عنوان «ويترين» دارد که در آن به بررسی برخی کتابهای تازه انتشار يافته میپردازد و خواندن آن را به خوانندگان خود توصيه میکند. اين نشريه در شمارة ۲۱ صفحه ۳۰۶ در مطلبی با عنوان «حقيقت زير سايه جامعه» کتاب «مبانی جامعه شناسی معرفت» را معرفی کرده است. اين نشريه «کتاب را از چند منظر مهم» تشخيص داده است، به طوری که می توان آن را «در مقاطع تخصصی هم به راحتی تدريس» کرد. کنوبلاخ، هوبرت (۱۳۹۰)، مبانی جامعه شناسی معرفت، ترجمة کرامت اله راسخ. تهران: نشر نی. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 23:6 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
تأملات نظری روزانه يکشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۱: در ستایش بی هویتی (۱۲۰) از کتاب مقدمات جامعهشناسی نوشتة کرامت اله راسخ که امید است امسال منتشر شود
تأثير خاک بر نظام حکومتی: به عقيدة مونتسکيو يکی از عوامل ديگری که بر شکل حکومت اثر میگذارد خاک است. نظام سلطنتی بيشتر در سرزمينهای حاصلخيز قوام پيدا میکند، نظام جمهوری در سرزمينهای عقيم. اين امر به سه دليل ممکن است: · نخست اينکه کسانی که در سرزمين حاصلخيز زندگی میکنند از وضعيت خود راضی هستند و حکومت در موقعيتی است که بتواند به مردم آزادی و امنيت دهد. · دوم اينکه به سرزمينهای حاصلخيز بيشتر دست اندازی و تجاوز میشود تا سرزمينهايي که دارای زمين بیثمر هستند: «اراضی حاصلخيز عموماً دشتهايي میباشند که از نظر جنگی نمیتوان در آنها در مقابل مهاجم مقاومت کرد، اهالی تسليم مهاجمين میشوند، وقتی تسليم شدند ديگر روح آزادی بين آنها بيدار نمیشود، يعنی از دست دادن اراضی آنها را وادار باطاعت هميشگی مینمايد» (ص. 458). · سوم اينکه آنهايي که در سرزمينهای لم يزرع زندگی میکنند، بايد بيشتر کار کنند تا بتوانند به حيات خود ادامه دهند. اينها «مردمانی صنعتگر و زحمتکش و قانع و سلحشور میشوند، زيرا ناچارند بر اثر عدم استعداد زمين معاش خود را با کوشش بسيار تحصيل نمايند»(ص. 460). امکان اينکه وضعيت در اين سرزمينها با سامانتر باشد بيشتر است: «علت اين موضوع را بايد در تهاجمات جستوجو کرد زيرا وقتی زمين آباد بود، بالطبع طرف توجه مهاجمين قرار میگيرد و چون هيچ چيزی مثل تهاجم آبادی اراضی را از بين نمیبرد لذا در اندک مدتی اراضی آباد مبدل به ويرانه میگردد در صورتي که اراضی غيرآباد مورد توجه مهاجمين قرار نمیگيرد و سکنه که با زحمت بسيار در آن مسکن گرفتهاند بر اثر هجوم مهاجمين از بين نمیروند» (ص. 459). |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 22:56 توسط دکتر کرامت اله راسخ |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مرداد 1390 |
| آرشیو موضوعی |
|
1. مقوله های کلیدی جامعه شناسی 2. تآملات نظری روزانه (1) 3. مقالات و ترجمه ها 4. برنامه ها منابع درسی و خلاصه کتاب ها 5. سخن روز 6. موضوعات معمولی |
|
RSS
|